سریال مسافران امشب تمام شد. با نامه ای از یک موجود فضایی به یک انسان زمینی که در آن نوید می داد:
"ما زمین را به خاطر آدمهایی مثل تو نابود نکردیم"
"روزی زمین به تو و امثال تو می رسد"
سریال مسافران امشب تمام شد. با نامه ای از یک موجود فضایی به یک انسان زمینی که در آن نوید می داد:
"ما زمین را به خاطر آدمهایی مثل تو نابود نکردیم"
"روزی زمین به تو و امثال تو می رسد"
بد نیست گاهی مطلب با مسمایی را توی وبلاگ نقل کرد حتی اگر نوشته خود آدم نباشه:
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می گوید. مُرده !»
مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش میبریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»
کتاب کوچه /ب2/ص1463
واکنشها به انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اول رئیس جمهور در دولت دهم

بعد از آنکه محمود احمدی نژاد با پخش یک فیلم تماما تبلیغاتی و نمایشی، احساسات مخاطبان تعریف نشده خود را به بازی گرفت، واکنشها نسبت به مستند تبلیغاتی میرحسین موسوی جالب و البته قابل توجه بود.
هر چند مکالمات شفاهی و گپ و گفتهای بین مردم و البته انعکاس فیلم در روزنامه ها نشان از موفقیت این مستند داشت اما زمزمه هایی از نارضایتی نسبت به این فیلم در اینترنت دیده شد.
این زمزمه ها از سوی برخی جوانان و افرادی شنیده شد که خود را جزو حامیان روشنفکر و اصلاح طلب موسوی می دانند و انتظار داشتند نماد یا نشانه ای از حضور اندیشه ها و مطالبات خود را در فیلم تبلیغاتی کاندیدای مورد حمایت خود ببینند. بیشتر این دلخوریها که در برخی موارد منجر به کناره گیری از حمایت از میرحسین شد، در چند دلیل عمده خلاصه می شود: عدم حضو روشنفکران و دانشگاهیان واصلاح طلبان و در نتیجه نپرداختن به دغدغه ها و مطالبات آنان، پرداختن صرف به زنانی با حجاب کامل که این امر از سوی برخی به معنای نادیده گرفتن زنان و دختران غیرچادری تفسیر شد، حضور بسیار کمرنگ خاتمی در این فیلم و نبود زهرا رهنورد.
در این زمینه تذکر و یادآوری چند نکته مهم ضروری به نظر می رسد:
نهم اردیبهشت ماه، صفحه دوم روزنامه خراسان:

بدون شرح
این آقا که محمد نام دارد در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تیشرتاش هم نوشته است: مرگ بر مرد سالاری ! این عکس در خيابان وليعصر از او گرفته شده.در سایت عکسهای روشن نوشته که این جوان توسط پلیس دستگیر شده است.
در جامعه اي كه مردها از اينكه به هر طريقي به زنها يا نمادها و نشانه هاي زنانه نسبت داده شوند عار دارند اين حركت بسيار شجاعانه بوده. فقط نمي دونم چرا بايد دستگير مي شد.

در لينك زير تصوير اين جوان در سايت ياهو نيز ديده مي شود.
http://news.yahoo.com/nphotos/slideshow/photo//090308/ids_photos_wl/r1761612553.jpg/
وقتی همه آینه های دنیا شکسته اند
و خیسی اشک چشمهای کودکی معصوم
نگاه های خیره هیچ شیطانی را منعکس نمی کند
انگار هیچ شمعی هم روشن نیست، حتی بر مزار شهیدی
برای امامزاده ها هم به جای شمع، گوشت قربانی می برند
مبادا راهی روشن شود
به جایی غیر از ضریح های طلایی
دروغ گفتن چه آسان است
و حقیقت، تلخ تر از آنکه باور شود
- رئيس جمهور در بخش ديگري از سخنانش درباره نامه هايي که به وزير کشور در خصوص حقوق شهروندي نوشته است گفت: اين طرح قبلا تهيه و براي صيانت از حريم اجتماعي تدوين شده است.
-
- احمدي نژاد افزود: متاسفانه وزارتي که بايد اين کار را مديريت مي کرد آن را انجام نداد و فقط به فعاليت انتظامي پرداخت در صورتي که اساس اين طرح، فرهنگي بود.
-
- رئيس جمهور گفت: از وزير اسبق کشور (پورمحمدي) خواسته بودم که اين کار فرهنگي را انجام دهد و وزير بعدي آن نيز عمر وزارتش کفاف نداد.
-
-
- احمدي نژاد با تشکر از زحمات نيروي انتظامي براي اجراي طرح امنيت اجتماعي گفت: اين طرح انتظامي نيست بلکه فرهنگي است و عناصر فرهنگي بايد با کمک گرفتن از مردم آن را اجرا کنند.
-
- احمدي نژاد با تشکر از زحمات نيروي انتظامي براي اجراي طرح امنيت اجتماعي گفت: اين طرح انتظامي نيست بلکه فرهنگي است و عناصر فرهنگي بايد با کمک گرفتن از مردم آن را اجرا کنند.
-

وقتی همه خوابیم شاید در ظاهر درباره دغدغه های بخش نه چندان بزرگی از جامعه ما به عنوان سینماگران حرفه ای است اما به خوبی قابل تعمیم به کل جامعه ای است که اصالت و صداقت جای خود را به روابط مالی و اقتضائی داده است.
البته نام استاد بهرام بیضایی به عنوان کارگران این فیلم، توقعها را بالا می برد و به همین میزان اگر تعصبها را کنار بگذاریم انتقادات را نیز، اما باز هم جای تامل و تحسین دارد.
استفاده از نمادها و نشانه های به جا و قابل درک، محکم بودن بازیها به خصوص در مورد بازیگرانی که از آنها انتظار نمی رود مثل شقایق فراهانی، فضاسازیها و دیالوگهای مفید و مختصر و ... چیزهایی است که به هر حال از فیلمی منصوب به بهرام بیضایی انتظار می رود. با این حال باید پذیرفت که فیلمی با موضوع روابط پشت پرده حاکم بر سینما به عنوان استعاره ای از کل فرهنگ جامعه ما، چندان به موسیقی سنگین، این همه هیجان که مربوط به اصل موضوع نبود، دیالوگهایی سنگین و تئاترگونه و سیاه نمایی بیش از حد (به عنوان مثال درمورد انتخاب کارگردان جدید فیلم) نیاز نداشت.
پرند پایا (مژده شمسایی) نمادی از سینمای ایران (به گفته خود فیلمساز، فرهنگ جامعه ما) است که در مقابل چشمان خواب زده عده ای معتاد که توان دفاع از خود را هم ندارند و دقیقا جلوی در سینمایی مخروبه که به فروش می رسد، در خون خود می غلطد. با این حال محتوای فیلم را می توان به شرایط جامعه نیز تعمیم داد. جامعه ای که پول و روابط مبتنی بر سرمایه حرف اول را می زند و حتی نتیجه واقعیت ها را نیز تغییر می دهد واقعیتی که حتی اگر داخل سطل آشغال هم بیندازی باز بیرون می آید و در خیال هم که شده، جاری می شود.
فیلم از لحاظ برخی فضاسازیها و نوع موسیقی تا حدودی شبیه سگ کشی است و همین است که در شروع فیلم ذهنیت را سوق می دهد به سمت و سویی غیر از آنچه که قرار است اتفاق بیفتد. با این حال بیضایی موضوعی ظاهرا ساده و پیش پا افتاده را به شکلی محکم و تاثیرگذار نشان می دهد. او در این فیلم روح هنر را ارج می نهد و رنگ و لعابهای بی ریشه مدعی هنر را با طنزی تلخ به نقد می کشد.
نتایج جشنواره بیست و هفتم برای "وقتی همه خوابیم":
نامزد بهترین فیلم
نامزد بهترین کارگردانی
نامزد بهترین چهره پردازی
نامزد بهترین طراحی صحنه
نامزد بهترين طراح صحنه و لباس
نامزدهاي بهترين موسيقي
بهترين چهرهپردازي: سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم)
بهترين طراح صحنه و لباس: ايرج رامينفر، آتوسا قلمفرسايي (وقتي همه خوابيم)
بهترين تدوين: بهرام بيضايي، سپيده عبدالوهاب (وقتي همه خوابيم)
و یک سوال بی ربط: وضعیت جشنواره در بخش جلوه های ویژه چقدر بد بوده که "به کبودی یاس" باید برگزیده می شد؟